ماموات منیاد، خیرات و روایت‌های ماندگار
ک
پروفایل عمومی شبکه یادها

کیانی

دل‌نوشته‌ها و یادکردهای این همراه اموات من

روایت‌های کوتاه

۱ دل‌نوشته

دل‌نوشته برای یادگار مهر و وفا، مادر حاجیه خانم بیگم بیگی
«برای تو که بندبند وجودم هنوز صدایت می‌زند…» مادرِ بهشتی‌ام؛ سلام… امروز باز هم دلم هوایت را کرده است. از آن روزی که دست‌های مهربانت از دستانم رها شد، انگار جهان رنگ دیگری به خود گرفت؛ رنگ دلتنگی، رنگ سکوتی که هیچ کلامی توان شکستنش را ندارد. خانه‌مان هنوز پر از عطر حضور توست. به هر گوشه‌ای که نگاه می‌کنم، جای خالی خنده‌هایت، نجواهای آرام نمازت و گرمای نگاه پرمهرت تیر می‌کشد به عمق جانم. مادر، مگر می‌شود بعد از تو باز هم مثل گذشته دل به زندگی سپرد؟ تو تنها یک مادر نبودی؛ تو ستون قلبم بودی، پناهگاه خستگی‌هایم و آرامش بی‌پایان روزهای پرآشوبم. چقدر دلم برای شنیدن نامم با صدای تو تنگ شده است؛ با همان لحن پر از مهر که هر غمی را از دلم می‌شست. دلم برای دست‌های رنج‌کشیده‌ات تنگ است که هر خط روی آن‌ها، حکایتی از فداکاری برای ما بود. می‌دانم که در آغوش امن رحمت پروردگاری و روحت در آرامش ابدی به سر می‌برد؛ اما این دل بی‌قرار، هنوز کودکِ دلتنگِ نوازش‌های توست. مادرم، هر شب با یادت به خواب می‌روم و هر صبح با جای خالی‌ات بیدار می‌شوم. تنها تسلایم این است که باور دارم از آن بالا نگاهت همچنان بدر

مشاهده یادبود ←